باز گشت
گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ
این درگه ما درگه نا امیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآ
گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ
این درگه ما درگه نا امیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآ
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
به پایان کی رسد ایام هجران
به سر شد عمر مفتون در پی وصل
نمی باشد پدید ایام هجران
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفت یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
قیامت می کند آن سرو قامت
مؤذن ار ببیند قد و قامت
به قد قامت بماند تا قیامت
به معراج یقینم راه بگشای
در آسانیم شکر اندیش گردان
به دشواری سپاسم بیش گردان