وب نوشته‌ها

Sunday, December 25, 2005

خوبکرداری

یکی خوبکردار خوشخوی بود :: که بدسیرتان را نکوگوی بود
به خوابش کسی دید چون درگذشت :: که باری حکایت کن از سرگذشت
دهانی به خنده چو گل باز کرد :: چو بلبل به صوتی خوش آواز کرد
که بر من نکردند سختی بسی :: که من سخت نگرفتمی بر کسی

0 Comments:

Post a Comment

<< Home