راه دوست
بس جور کشیدیم در این ره که بریدیم
المنت لله که به مقصود رسیدیم
طی شد الم فرقت برخاست غم از دل
با دوست نشستیم و می وصل چشیدیم
از علم یقین آمد و از هوش به آغوش
دیدیم عیان آنچه به گفتار شنیدیم
تا صاف شود عیش ز آلایش عصیان
با دوست یکی گشته سر مرگ بریدیم
بس عقده مشکل که در این راه گشودیم
بس گمشدگان را که به فریاد رسیدیم
با پای برفتند گروهی ره جنت
ما با پر عرفان به ره قدس پریدیم
بر وحدت حق فاش و نهان داد شهادت
تا ساغری از باده توحید چشیدیم
عرفان ولی را ز ره وحی گرفتیم
فرمان نبی را به دل و جان گرویدیم

0 Comments:
Post a Comment
<< Home